کلیه ترانه های این وبلاگ، ثبت شده و هرگونه کپی برداری و یا استفاده بدون اجازه کتبی ترانه سرا، پیگرد قانونی دارد.

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شعرهای آنا جمشیدی» ثبت شده است

بغض زندونی

من از اون خونۀ آروم...چیزی یادم نمی مونه

جز صدای خستۀ باد...از یه نجوای شبونه

بغض زندونی تو شعرام...میشکنه تو قاب خنده

تلخه خنده م ولی راه ِ ...ریختن اشک ُ می بنده


دو بند از یکی از قدیمی ترین ترانه هام

...

آنا جمشیدی


برای درخواست این ترانه و سایر ترانه ها، و همینطور سفارش ترانه نویسی روی ملودی به صفحه اینستاگرام دایرکت دهید.

(این ترانه ثبت شده و هرگونه کپی برداری و یا استفاده بدون اجازه کتبی ترانه سرا، پیگرد قانونی دارد.)

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
آنا جمشیدی

عشق جلاد بزرگیست...

عشق جلاد بزرگی ست که جان می‌گیرد

می‌کِشاند همه را در خطر ویرانی


هر زمانی که دلت خواست رهایم کردی

کشتی نوح تواَم در دل هر طوفانی


قول دادی که دگر مایه‌ی زجرم نشوی

آه... افسوس که سرکَرده‌ی بدقولانی


می‌روم جان خودم را سر عشقت بدهم

می‌نشینی که بخندی تو به این نادانی


بعد من دشمنِ جانِ چه کسی خواهی شد؟

بس نبود این همه دلداده و یک قربانی؟


می‌روی از سرم این عشق بیفتد، اما

باز هم قصه همین است... خودت می‌دانی


آنا جمشیدی


instagram.com/annajamshidi

t.me/anajamshidi


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
آنا جمشیدی